شاد و غمگین














ام کتابی اس داده:سلام آیا میتوانی نان بخری؟؟
منم جواب دادم: آری پدر اکنون خود را بی درنگ به شاطر خواهم رساند وازاو طلب نان میکنم.پدر چن قرص نان ازشاطر بستانم؟
بعدبابام زنگ زده میگه: کره خر منو مسخره میکنی؟ جرات داری بیا خونه!!!

...................................................................................................................

دقت کردین میری زیربارون دهنتو مث کروکدیل باز میکنی که یه قطره بارون بره تودهنت،نمیره...
حالا داری بایکی صحبت میکنی،یه تف کوچولو ازدهنش میاد بیرون صاف میره تودهنت...

............................................................................................................................

بابام میگه گوشیو بذار بالا سرت، سر ساعت شش بیدارمون کنه

می گم چرا خودت نمی ذاری؟

میگه سرطان زاست…

اینجوری نگا نکنید بچه که بودم بابام خیلی دوسم داشت

............................................................................................

سلامتى دخترى که تو خیابون بنز براش بوق زد ، سرشو انداخت پایین و به راننده گفت : گمشو ، من پسرم ، فقط موهام بلنده ، یکمم زیر ابرو برداشتم !

.......................................................................................

 

دخترا بعد از خرید :

 

الی جون این مانتو چند ؟

۵۵۰ هزار تومن

اوه چه ارزون ……….

پسرا بعد از خرید :

حمید جورابه که خریدی چند ؟

1500 تومن

خاک تو سر گاوت کنن، کردن تو پاچت ، یارو قیافتو دیده بهت انداخته !!

نوشته شده در دوشنبه ششم بهمن 1393ساعت 22:22 توسط من و پریا| |


امروز بچه همسایمونو دزدیدن . . .

کصافطای بی وجدان ، در اِزای آزادیش یه صندوق گوجه خواستن …
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
خانوادهه دارن با نبود بچشون کنار میان

:'(

 


برچسب‌ها: گوجه, دزدی بچه
نوشته شده در دوشنبه ششم بهمن 1393ساعت 22:12 توسط من و پریا| |
طراح قالب وبلاگ Pichak.net